مرتضى مطهرى

153

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اكرنو » يعنى زمان بيكران نام داشته است ، و ديگر طريقهء كيومرثيان كه معتقد بودند اهريمن وجود مستقلى نبوده بلكه زمانى كه اورمزد در كار خود شك كرده ، اهريمن از شك او پديد آمده است . زروانيان و كيومرثيان هر دو با زرتشتيان مزديسنى اختلاف شديد داشتند و بيشتر اين اختلاف جنبهء دشمنى به خود مىگرفته است و بيگانگان از آن بهره‌مند مىشده‌اند . . . پنج فرقهء ديگر نيز در ايران بوده‌اند كه نه تنها با زرتشتيان و زروانيان و كيومرثيان اختلاف داشته‌اند بلكه با خود نيز ناسازگار بوده‌اند : نخست يهود ايران بودند كه در زمان هخامنشيان در نتيجهء تصرف بابل به دست كورش از اسارت رهايى يافته و گروهى از ايشان به ايران آمده و بيشتر در مغرب ايران يعنى خوزستان و اكباتان ساكن شده و در دورهء ساسانيان بر شمارهء آنها افزوده شده بود و در داخلهء ايران پيش رفته و حتى در ناحيهء اصفهان جمعيت كثيرى از ايشان جمع شده بود . دوم نصاراى ايران بودند كه در دورهء اشكانى از همان آغاز دورهء عيسويت عده‌اى از سكنهء نواحى غربى ايران به دين ترسايان گرويده و كليساهاى مخصوصاً معتبر در نواحى شرقى و غربى فرات داير كرده و طريقهء خاصى را كه به طريقهء نسطورى معروف است پسنديده و بدان ايمان آورده بودند و كم كم در داخلهء ايران پيش رفته ، تا دورترين نواحى شمال شرقى ايران در ماوراء النهر رفته و از آنجا به چين هم رفته و طريقهء نسطورى را با خود به چين برده بودند . . . سوم طريقهء مانوى است كه در سال 228 ميلادى آشكار شده و به زودى در ايران پيشرفت بسيار كرده و چون طريقهء بىپيرايه‌اى بوده و مانويان كوشش عمده در تصفيهء اخلاق و تزكيهء نفس و طهارت ظاهر و باطن داشته و جنبهء عرفانى و تجريد خاصى به طريقهء خود مىداده‌اند و از ميان همهء مذاهب قديم ، حس زيبايى پسندى و جمال پرستى و جستجوى رفاه و آسايش مادى و معنوى در آن بيشتر بوده است ، مردم ايران به سرعت فوق العاده بدان گرويده‌اند و كسانى كه بدان ايمان آورده‌اند ، عقيدهء راسخ بدان داشته‌اند و با همهء سختگيريها كه ساسانيان در برابر آن كرده‌اند نتوانسته‌اند آن را از ميان بردارند .